هنرى پاتينجر ( مترجم : شاپور گودرزى )
26
مسافرت سند وبلوچستان ( سفرنامه پاتينجر ) ( فارسى )
خوان واقعا ديوانه ، ديگران غوغائى كردند ، صداى عموم افراد با تنى كركننده دسته كر را تشكيل مىداد ، شنوندگان نه تنها حركاتى انجام مىدادند بلكه با دستزدن ، خوانندگانرا يارى مىكردند . آنگاه كه جمعى خسته و كوفته ميشدند و حامل آلت موسيقى خسته و از خودبيخود مىشد ، ديگران ساز را برداشته و باز جمعى اين حركات و آوازخوانى را از سر مىگرفتند و خلاصه دور تسلسل در اين اعمال وحشيانه ، و به نظر آنها انجام برنامه موسيقى و سرور تا آخر شب ادامه داشت . 31 ژانويه - با روشنى روز حركت آغاز گرديد . در اين صبح رحمت خان و عدهاى از همراهانش از مزرعه نيشكرى كه تا محل توقف ما دو ميل فاصله داشت عبور كرده تا مىتوانستند از نىها بريده و حمل كردند . مالك مزرعه ترسان و خوفناك بايشان و كارشان نظاره مىكرد و حتى جرات نداشت دوستانه هم اعتراض بكند . من از اين جريان و رفتار ظالمانه و غارتگرى و چپاول بزنجا متأسف و متأثر گرديدم و مومن شدم گرچه بين مردم لس و بلوچهاى مجاور مراودات و تماس و اختلاط روزانه و حتى گاهى نزديكى و قرابت وجود دارد معهذا بين خصوصيات اخلاقى تفاوت خارق العاده و كاملا متمايز از هم مشاهده مىشود . از اين محل ببعد ما از آخرين نقطه سرزمين لس خارج ميشديم . در چند كلمه ، خلاصهاى از تصوير ساكنين لس و عقيدهاى كه نسبت به آنها پيدا كردهام اظهار مىكنم . شايد برابر گزارشهائى كه دريافت كردم جمعيت سرزمين لس 25 هزار نفر باشد كه 3 / 1 اين جمعيت كوچنشين بوده ، در فصول مختلف و ايام متناسب و يا بخاطر يافتن نواحى مناسب زندگى ، محل سكونت خود را تغيير مىدهند . گرچه مردم لس تحت عنوان چهار نام و يا لقب مختلف شناخته ميشوند ولى در واقع متعلق بيك گروه و ايل عظيم مىباشند چهار قبيله برحسب نام عبارتند از نومرى Numree و جدگال Judgall و جوكى يا جوخيا Jokhya و جت Jeth . جت تحت اللفظى به معناى برزگر است . كاهلى عادت اين مردم است و به حد اعلى شيفته بنگ ( Cannabis Sativa ) كشيدن هستند . آنها با دود كردن بنگ و ساير داروهاى سكرآور و اشتغالات بيهوده وقت خود را ببطالت ميگذرانند .